أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
990
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىمانند و هنگامى كه باد آنها را به جنبش در مىآورد ، سروصدا به گوش مىرسد 3 . ( 1 ) . مىپندارند كه اين شايد يكى از انواع Pandanus باشد ؛ ماللهند ، 608 ، يادداشت 53 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . چند واژه با لكه پوشيده شده و ترجمه به مفهوم صورت گرفته است . ( 3 ) . لهاصوت ، II , Vullers ، 1430 : « ميوههاى اين درخت قيافه انسان و ديگر حيوانها را دارند و از آنها صداهاى عجيب و غريب به گوش مىرسد » . در فرهنگهاى عربى : شجر تتخذ منه الدّوىّ - « درختى كه از آن دوات مىسازند [ دوى جمع دواة ] » ، ممكن است در آنها اشتباهى روى داده و « دوى » ( سروصدا ، خشخش ) به « دوىّ » ( دوات ) تبديل شده باشد . حرف ه ( ها ) 1083 . هال بوا 1 ارجانى : اين « خيربوا » 2 است ، لطيفتر از هل . . . 3 ، مىگويند كه اين « خيربوا » فارسى است ، آن را « هل نر » 4 مىنامند . حمزه : هيلبوا همان . . . 5 ، به سريانى شوشمانيا 6 ، به هندى ششمير 7 ، شوقشمير 8 و همچنين هيل . . . 9 [ ناميده مىشود ] . ششمير « هل ريز » و هيل - « خيربوا » 10 است . الرسائلى : ششمير 11 همان « هال » است . يحيى و خشكى : [ هال ] مانند خردهريزهاى هل ريزريز شده ريز است و هر دو آنها از نظر بو به يكديگر نزديكاند . آن در تركيب عطرهاى مرطوب زنانه وارد مىشود . آن را از سفاله مىآورند 12 و آن بهتر از هل و براى معده بسيار پسنديده است . حمزه « هيلبوا » [ مىنامد ] . رازى : جانشين [ هالبوا ] كبابه است و آن را مىتوان جانشين [ كبابه ] كرد . ( 1 ) . Amomum meleguete Rosc . يا هل - Elettaria cardamomum White et Matern . ؛ سراپيون ، 260 ؛ ابو منصور ، 572 ؛ ابن سينا ، 196 ؛ ميمون ، 116 ؛ عيسى ، 25 74 . اين نام فارسى است ، هال و هيل از el سانسكريت مشتق مىشود . « بوا » از « بويا » فارسى است . ( 2 ) . خيربوا ، نك . شمارهء 807 ، يادداشت 5 . ( 3 ) . در پى آن واژه پاك شده . . . يقال . ( 4 ) . القاقل الذكر ، نك . شمارهء 807 .